محل نمایش آثار هنری من/Exhibiting place of my ِart works
درباره خودم و گالری من
من فرهنگ جلالی هنرمند ساکن شهر لندن،استان آنتاریو در کانادا تلاش خواهم کرد تصاویری از آثار خود را در این مکان به نمایش بگذارم. پرداختن به موضوعاتی چون فقر عدالت اجتماعی جنگ و مصائبی از این دست از جمله نکاتیست که من خود را در خلق آثار هنری اخلاقا و وجدانا متعهد به رعایت آنها میدانم. لطفا با ارائه پیشنهادات خود مرا در خلق کارهای بهتر یاری نمائید. خیلی خوش آمدید..سایت دات-کام من: www.farhangjalali.com I, farhang jalali, a visual artist, based in London Ontario - Canada, would try to post some of my art works here in this page. Social justice, poverty and war are some of the subject matters of most of my art works. I appreciate your comments and thank you for visiting. you could visit my Dot Com spot at www.farhangjalali.com
FlyWithTheCage Kicked off at LennoxContemporary art gallery in Toronto, Ontario on July the 30th, with a surprising turnout. Over 40 Artists from Ontario had contributed into the exhibition which was in support of the recent Iranian People movement. A big crowd showed up to see the show and by doing so express their concerns on Iran's situation. Here are some of the art works were exhibited at FlyWithTheCage by concern artists
پرواز با قفس عنوان نمایشگاهی بود که در حمایت از جنبش شکوهمند مردم ایران توسط گروهی از هنرمندان نگران در گالری لیناکس معاصر در تورنتوی آنتاریو در سی ام ژوئیه 09 افتتاح شد. بیش از 40 هنرمند از اطراف آنتاریو با ارائه مجموعه زیبائی از آثار خویش جمعیت قابل توجه ای را به نمایشگاه کشاندند. چند تصویر پایین از اثار خود و همکارانم در نمایشگاه برداشته ام.
From" Roozmarregi, On Exhibition at Lennox Contemporaary, Toronto in a group show entitled Fly with the cage, an exhibition in support of the Iranian people movement, Opening July 30th, 09 12-5pm
از طراحی " روزمرگی" در نمایشگاهی گروهی با عنوان "با قفس پرواز کن" در آرت گالری لیناکس معاصر در تورنتو در پشتیبانی از جنبش آزادیخواهی مردم ایران از سی ام ژوئیه 2009
I attend Sunfest, a festival of Art and Music + food, in London Ontario annually. I with help of Farzi then ask people to line up for volunteering their hands an fingers for a quick wax molds and impressions of their hands for a 2001-ongoing Art project entitled Amputation Here are some shots from Sunfest of this year 2009
From my on going Magnet Project on Exhibit are 400 piece of drawings sizing 2.5" X 2.5" , in London regional Art Gallery, June 13th to September 20th, 2009, in a group show entitled : " off the Norm". چند اثر پائین از پروژه مگنت است که در تعداد 400 اثر 2.5 در 2.5 اینچ در نمایشگاهی تحت عنوان " غیر معمول " از 13 ژوئن تا 20 سپتامبر سال جاری در موزه مرکزی شهر لندن در معرض دید عموم خواهد بود.
برای ندا ی عزیز که ندای آزادی شد. گرامی باد راه تو
Amputation is being exhibited along with my magnet project at museum London/Ontario, from june 13th till September 20th of 2009.
/*
/*]]>*/
Two of my pieces,
Amputation and Fridge Magnet projects, would be in a group exhibition entitled Off
the Grid from June
the 13th to September the 20th of 2009, in the regional Art
Gallery of London, Ontario. So if you are in London or surrounding area you are most welcome to join us
دو اثر قطع عضو و فریج مگنت من در یک نمایشگاه گروهی تحت عنوان خارج از شبکه در موزه منطقه ای لندن در آنتاریو از سیزده ژوئن تا بیستم سپتامبر 2009 به نمایش در خواهد آمد. چنانچه در شهر یا اطراف لندن بوده و مایلید از نمایشگا دیدن فرمائید تاریخ افتتاحیه آن بعدا اعلام میشود.
I made this sculpture, toward freedom, of a drawing from a
monthly magazine was called Adineh, in 1998. It is casted in Plaster, 10cm x
8cm.
این اثر
کنده کاری را تحت عنوان به سوی آزادی، در سال 1998 از گچ بر اساس طرحی از مجله
آدینه به سردبیری احمد شاملو ساخنه بودم. سایز این کار 10 در 8 سانتی متر است
از سری طراحیهای ۱۰ عددی من که قبلا شرح و توصیف آن در اینجا رفته است و این یکی با عنوان" Ce nes't pas la civilisation این تمدن نیست " ، مرکب بر کاغذ آبرنگ/ ۲۰۰۵. آخرین نمایش آن در شهر اِسترتفورد در 2008 و نمایش بعدی آن در موزه شهر لندن و آرت گارلری همیلتون آنتاریو در 2009 خواهد بود.
From Ten-Drawing project , this Drawing, “Ce nes’t pas la civilisation / this is not civilization was done in 2005. 60X 35", Ink on water color paper/2005." This project was last exhibited in Gallery 96, Stratford Ontario, and the upcoming exhibition of it would be in London Museum and Art Gallery of Hamilton/Ontario in 2009.
آزادي انديشه و بيان حق طبيعي هر انسانيست، زيرا به طور طبيعي هر انساني ميانديشد و هيچ دليل طبيعي نيز براي جلوگيري از بيان انديشهي او وجود ندارد. آن چه موجب سلب اين حق از انساني ميشود، منافع نظامهایی است که براي تداوم خود در صدد حذف انديشهي مخالف برميآيند. به اين ترتيب اكنون اين حق طبيعي كم و بيش در سراسر جهان- گيريم به درجات مختلف- از سوي مراجع قدرت از افراد انسان سلب ميشود. اما سلب آزادي بيان تنها با توقيف كتابها، نشريات و روزنامهها يا جلوگيري از نشر و پخش آثار نويسندگان و انديشمندان صورت نميگيرد. حذف فيزيكي صاحبان قلم و انديشه و تعقيب و آزار آنان نيز شكل ديگري از سركوب آزادي بيان است. هرساله صدها انديشمند، نويسنده و روزنامهنگار تنها به دليل انتشار انديشهها و عقايد خود يا كوشش براي بيان و افشاي واقعيتهاي اجتماعي به قتل ميرسند، به زندان ميافتند، يا به شكلهاي ديگر تحت فشار و تعقيب قرار ميگيرند.
بنا به آمار گزارشگران بدون مرز، فقط در سال 2006، 95 روزنامهنگار كشته و 135 نفر زنداني شدهاند. در مورد نويسندگان و انديشمنداني كه صرفا به دليل ابراز عقايد و بيان انديشههاي خود كشته يا زنداني شدهاند آماري در اختيار نداريم، اما پيوسته شاهد اخبار پراكنده از اين دست نيز هستيم.
اما وضع ایران از بیشتر کشورهایی که در آنها آزادی اندیشه و بیان سلب میشود، وخیمتر است. البته جامعه ايران و بهويژه نويسندگان و هنرمندانِ آن سالهاست كه با پديدهي سانسور دست به گريباناند؛ اما ظرف دو سه سال اخير اين پديده چنان دامنهي گستردهاي يافته است كه جز قلع و قمع فرهنگي نامي بر آن نميتوان نهاد. انبوه كتابهايي كه ماهها و سالها در انتظار اخذ مجوز در ساختمان ارشاد بر روي هم انباشته ميشوند گواه اين مدعاست، و اين در حاليست كه متوليان سانسور مطالب بسياري از كتابهايي را هم كه اجازه انتشار مييابند دستكاري و در آنها اعمال نظر ميكنند. علاوه بر اين، سينما، تئاتر، موسيقي، وبلاگنويسي، سايتهاي اينترنتي و ديگر عرصههاي انديشه و بيان نيز از اين دستاندازيها كه هر روز شديدتر ميشود در امان نيستند. مجموع اين شرايط معنايي جز سركوب خلاقيت و ممانعت از ابراز وجود نويسندگان و هنرمندان ندارد. دستگاه سانسور در حقيقت نه كلمه و تصوير، بلكه خودانگيختگي و ابراز آن را كه حق طبيعي هر انسانيست سلاخي ميكند و به اين ترتيب حق جامعه را براي برخورداري از ادبيات و هنرِ غيرحكومتي و پيشرو لگدمال ميسازد.
كانون نويسندگان ايران كه دو تن از چهرههاي برجسته آن، محمد مختاري و محمدجعفر پوينده، در سالهاي اخير در راه آزادي انديشه و بيان جان باختهاند، به پيروي از اصول مندرج در منشور خود، در برابر اين موج رو به گسترش سانسور كه بسياري از نويسندگان و هنرمندان را در عمل خانهنشين كرده و آثار آنان را در محاق فرو برده است، اعتراض و انزجار خود را اعلام ميكند.
در همين راستا، کمیته مبارزه با سانسورِ كانون روز 13 آذر را به ياد جانباختگان آذرماه 77 به عنوان روز مبارزه با سانسور اعلام و از نويسندگان و هنرمندان در داخل و خارج كشور ميخواهد تا صداي اعتراض خود را با صداي ما درآميزند. باشد كه روزي سايه سنگين سانسور از سر ادبيات و هنر برداشته شود.
نويسندگان و هنرمندان در ايران و جهان!
اتحاديههاي نويسندگان!
انجمنهاي قلم در سراسر جهان!
شما را فرا ميخوانيم تا ضمن به رسميت شناختن اين روز، از حركت ما در مبارزه با سانسور به هر طريق ممكن حمايت كنيد.
امسال سان فست یا همان فستیوال خورشید خانوم خودمان و کار بر پروژه در دست تکمیل چندین ساله "قطع عضو" به خوبی و با کمک و همیاری بیشتر فرزی بهتر از سالهای قبل پیش رفت. امسال همچنین بر خلاف هفت هشت سال گذشته از مردم خوبی که دستهای مهربان خود را برای تکمیل این اثر داوطلب قالبگیری میکردند خواستیم تا به هزینه اثر که بطور کلی تاکنون بر عهده خودم بوده است نیز در حد توانشان کمک مالی کنند که با جنراسیتی خاص خویش مهربانانه و عموما از روی حس تعهد لطف کرده چنین کردند. با تشکر از همگان.
Sunfest of this year and working on my ongoing project “Amputation” was a success, much better than last years and of course with the help of Farzi it went on very well. Unlike previous years, this year we also asked the volunteers to besides volunteering their hands kindly make a minimum donation of a dollar per each cast in order to help us with the costs and expenses of the project, which they did generously very well. Thanks to everyone who attended and helped us out.
ماه جولای در فستیوال خورشید "Sunfest" در پارک ویکتوریا طبق معمول هر ساله از پنجشنبه سوم تا یکشنبه ششم ماه با کمک فرزی هر روزه از ساعت 10 صبح تا 2 صبح روز بعد بر روی پروژه "قطع عضو" با مردم خوب شهر کار خواهم کرد. دوستانی که در لندن آنتاریو هستند و مایلند میتوانند مثل سالهای قبل چنانچه گذرشان به ویکتوریا پارک افتاد از محل ما هم دیدن کنند. متشکریم :)
قطع عضو اثریست بیاد جان باختگان و قربانیان جنگ و خشونت که من از سال ۲۰۰۱ بر روی آن کار کرده ام . هر ساله در ماه ژوئیه در شهر لندن آنتاریو فستیوالی برگزار میشود که در آن گروه ها و دسته هایی از تقریبا همه ملیتهای جهان بجز ایران برای عرضه موزیک و اشاعه فرهنگها ی غنی و زیبای خویش در آن شرکت میکنند. من نیز در این چهار روز با بر پائی چادر و اسباب کار از شرکت کنندگان میخواهم که با داوطلب کردن دست خود مرا در قالب گیری از دستهاشان و پرداختن اثر یاری دهند.
It is the month of July, " Sunfest" and of course working on my ongoing Art project “Amputation”. I’ve been having a space in Sunfest, London Ontario, and been as well working on this ongoing art project “Amputation”, a dedication to the victims of wars and violence Since 2001. The Wax molding process of this piece which is made of tens of thousands of plaster cast hands and fingers of individuals, who volunteer their hands for molding to be a part of this Anti War Art Piece, is held in Sunfest where I attend annually and mold people’s hands in wax.
If you are in London Ontario, Please come down and join us. Farzi, My partner and I will be there from 3rd to 6th of July, every day 10am-2am.
Long Live Hypocrisy is the title of the first drawing and the subject matters of all 3 drawings of this post which was done in praise!! of what Mike Harris, the conservative premier of Ontario (in 95-98) did to the health and social programs of the province. It was in his time that we the Ontarians underwent the most Anti social programs acts and bills from the right wing government of Ontario.
" زنده باد ریاکاری" عنوان اولین طراحی و همینطور مضمون و موضوع هر سه طراحی این پست است که در اعتراض یا به مسخره گرفتن همه قطع کمکهای اجتماعی و برنامه های رفاهی و بهداشت و مدرسه مردم ایالت آنتاریوی ما بود که توسط وزیر دست راستی و محافظه کار وقت آقای مایک هّریسدر بین سالهای 95-98 صورت گرفت. در زمان ریاست این نادان محافظه کار بود که مردم ایالت ما، آنتاریو، بیشترین ضربات و عقب گرد رو درهمه زمینه های اجتماعی متحمل شدند. شکست هایی که اکنون پس از 10-12 سال هنوز مردم نتوانسته اند از زیر بار کمرشکن آنها بیرون آمده واز حداقل برنامه های رفاهی قبل از ایشان برخوردار گردند.
I lose my appetite for food, for fun, for life, for sex & for laugh/و من اشتهای خود را برای غذا، زندگی، س ک س، و خندیدن از دست میدهم...
This drawing is one of the very first drawings I did in and around 1998 - 1999. They were in a series of over 50 and somehow experimental. They were all in so-called post card size. In creating them I used all kind of medium from Acrylic paint to oil, water color, pencil, crayon and so. I would try to post a few of them over here gradually. Hope you enjoy them
طراحی- نقاشی زیر از سری کارهای آزمایشی بود که به تعداد حدودا 50 عدد من در بین سالهای 98 تا 99 در اندازه های به اصلاح کارت پستالی بر روی کاغذ و با استفاده از انواع میدیوم های معمول مثل رنگ آکریلیک، روغن، آبرنگ، مداد رنگی و مداد و غیره انجام دادم. سعی خواهم کرد چند تائی از آنها را اندک اندک در اینجا براتون به نمایش بزارم.ممنونم از باز دیدتان.
به آن امید که بهار از ره رسیده و سال تازه و نو نویدی باشد بر سالی متفاوت از سالهای قبل و پایانی بر زمستان سرد و سیاه چندین ده ساله گذشته.بهار و سالنو بر همگان مبارک و میمونباد
"برده پول " عنوان اثریست که در 1999 انجام دادم. این پیس تشکیل شده است از 12 مجسمه انسانپرداخته شده از گچ، اکریلیک سفید، سفیدهء تخ مرغ، و مبلغ 500 دلار پنی یا سِنت که خرد ترین یعنی کم ارزش ترینخرده دلار است.فیگور بخصوص انسانها در اینجا بردگی انسان در برابر پول را میرساند. انتخاب پنی یا همان سِنت در این اثر با هدف بی ارزش شمردن ماهیت پول است. انتخاب دوازده فیگورانسان به دوازده ساعت روز، دوازده ساعت شب، و دوازده ماه سال برمیگردد. یعنی بردگی انسان در برابر پول بطور لایف تایم و مادام العمر.
این اثر فریادیست کوچک و اعتراضی ست به سیستمی که زندگی برای اقتصاد در برابر اقتصاد برای زندگی کردن را، با هیچ شمردن زندگی ارزشمند بیلیونها انسان، تبلیغ و ترویج و اجرا میکند. این اثر آخرین بار در گالری هنری اِچ در "کالج فنشاء" به نمایش در آمد.
Slave 2 Money was produced in 1999. It is made of Plaster cast of 12 human figures, coated with white Acrylic paint, and egg whiteto let the plaster appears old and antique, and plus $500 in Pennies.
Pennies in this piece represent money as a valueless thing. Specific shape and figures of human sculptures represent the slavery of human bings to the state of money. Twelve figures refers to 12 hours of day time, 12 hours of night time, and 12 months of the year, means being Slave to money through out lifetime and all the tim
This piece is an objection to a system in which living for economy but not the other way around as of Economy for the sake of living and enjoying life is encouraged and enforced. The piece was last exhibited in"H Gallery" at Fanshawe College in London Ontario
۲۰۰۴ در آرت گاری اسپیس در گالریا مال داون تاون اندن آنتاریو. Another Installation at the Art Gallery Space @ Galleria Mall, Down Town London Ontario. 2004
این اثر که عنوان آن " تمدن " و اندازه آن 23 در 80 سانتی متر است را من در سال 2002 با مرکب و رنگ آکریلیک بر کاغذ آبرنگ انجام دادم. " تمدن" هر چند از نمونه طراحیهای به اصطلاح پِرِمِچُور یا ابتدایی و اولیه من است ، اما به گونه ای با آن نوعی پیوند شخصی و پرسونال دارم. طراحیهای امروز من به باور خود و به گفته دوستان منتقد و مشوقم با "تمدن" تفاوتهایی چند دارند، یعنی مقداری رشد کرده و اصطلاحا "مِچُور"تر و یا بقول خودمان پخته تر شده اند. طبیعتاتجربه،تمرین، اشتباه و تصحیحمداوم است که خود انسان وماحصل فعالیت هر روزه او را از روز قبلش متمایز میدارد. هر چند کارهای امروزم چند گامی از این اثر فراتر رفته اند اما با همه شرحی که رفت کماکان شاید بتوانم رابطه این اثر را با خودم به حس یگانه مادری به فرزند اولینش تشبیه کنم. شاید علت ان وجود یکی دو تصویر از عزیزانم باشد که در جا جای این طراحی گنجانده ام. شاید هم نه!
C“Civilization”, which is 9” X 18”, Ink–Acrylic on Water colour paper, I have done in 2002. It is from the very first series of drawings of this kind I had attempted to create.I have however, according to my friends and as well as inmy own opinion,got much better at drawing and creating little unique faces and characters which define, reportand record the daily happeningsaround us,but yet I have always had a personal connection with this piece, “Civilization”. The type of Mom and her first born kind of relationship.That could be well so, as I have inserted the portraits of some of my love ones with in the drawing. It could be not!w
Exporting Democracy is an on-going project that will consist of 500 empty propane cylinders with each cylinder mount with a plaster cast tip to create the appearance of a bomb. I began working on this piece in 2005, and it is getting completed as people gradually donate their empty propane cylinders. There are currently around 150 cylinders for this installation and its first exhibition took place on March 9th, 2007 at the Forest City Gallery in London, Ontario.
" صدور دمکراسی" عنوان اثر در پروسه تکامل و ناتمامیست که از 500 عدد سیلندر کوچولوی خالی گاز با کلاهکهای گچی پرداخته شده در نوک آنها( به شکل بمب ) در سال 2005 شروع به ساختن آن کردم. این پروژه با اهدای سیلندر های خالی گاز توسط مردم با سرعتی اندک لنگان لنگان تکمیل میشود. این اثر در مارس 2007 در فارِست سیتی گالری در شهر لندن برای اولین بار به نمایش در آمد. تعداد سیلندرهای این کار در زمان نمایش 150 عدد بود.
This drawing/post is to support the campaign of , Bahman 10Th, in opposition with imprisonment of the Iranian students and social activists in Iran. We hope that this campaign could help in setting them free. For more information, Visit the campaign’s official site. Thank you for visiting
I post this recent work of mine over here to wish you all a very Happy New Year; I mean a year better and much more different than what we have all experienced so far. Something appropriate to the mankind, a year of Peace, Love and Friendship and of course a year of no war any more.
This work was done as a Xmas gift for Elly’s mother, Kaite.Ink on Paper/Magnet 2007.
به آن آمید این نقاشی را امروز در اینجا میگذرام که سالی نیکو و فارغ از جنگ و خونریزی را در پیش رو داشته باشیم. سالی متفاوت از سالهایی که همگان تجربه کرده ایم. سالی مملو از صلح و عشق و دوستی.
نقاشی پایین رو برای کاترینا مادر یکی از دوستانم الیزابت به رسم هدیده کریسمس انجام داده و به او دادم. جوهر/کاغذ/آهنربای نرم/۲۰۰۷
در ابتدای ورود به هر جامعه جدیدی اولین اتفاقات تا آخرین روزهای اقامت درآن سرزمین در ذهن انسان نقش بسته و تقریبا در خاطره او حضور جاویدان خواهند داشت.برای اولین بار وقتی ده بیست سال قبل بر این سرزمین که امروز با احساسی خوب خانه اش مینامم قدم نهادم فرهنگ مصرفی این مردم و جامعه سخت برایم عجیب مینمود. به باور من فرهنگ مصرفی را نمی توان برای کس یا کسانی که در جوامع عقب نگه داشته شده زندگی میکنند و داشتن کفش و کلاه و شلوار وشورت و دسترسی به نان و پنیر و نوشابه وامکانات ابتدایی زندگی از دغدغه روزانه آنهاست توضیح داد و تعریف کرد. فرهنگ مصرفی را مثل فقر و جنگ و خشونت به نظر من باید دید و تجربه نمود و زندگی کرد تا بتوان به عمق فاسد و درد آور این پدیده زشت دنیای سرمایه داری پی برد. امروز که این مقدمه را بر یک اثر هنریم ( فرهنگ مصرفی) مینویسم اوایل دسامبر است و مردم نگون بخت این دیار سخت در تلاش و تکاپوی خرید و تهیه انواع هدایای غیر ضروری برای شب کریسمس که بیست و چند روز دیگر است میباشند. این فصل غم همه دوران را برای من به ارمغان میاورد. این ایام که برای اکثر قریب به اتفاق مردم خوب شهرم روزهای به اصطلاح شاد و شادیست مرا سخت اندوهگین کرده و از آنها و همه مناسبات کریسمس که بازاریست برای چپاول محرومترین مردم این شهر و دیار بدور نگه داشته ومنزوی میکند. البته من این انزوا را خیلی دوست میدارم. از اینکه درهیاهوی این ماه که گفتم ماه چپاول است و غارت مردم فقیر توسط بازار وبازاریان (که حبیب خدایند) سهمی ندارم شادم و خرسند، و در عین حال همانگونه که توصیفش رفت اندوهگینم و نگران، نگران همه عزیزانی که در چند قاره دیگر عیش و آسایش و بریز و بپاش این یک ماه لعنتی و خبیث را برای مردم این دیار با پرداخت جان و جوانی خویش در کارگاهها و کارخانجات تولید آت و آشغال از همان انواعی که در سرزمین خودشان به اشیا لوکس معروف و مشهور و غیر قابل دسترسند فراهم نموده و میسر میسازند.
اثر زیر در سال 1999 تحت عنوان "فرهنگ مصرفی" ساختم. این اثر که از گچ ساخته و پرداخته شده است قالب انواع و اقسام بسته بندی اشیا و همه چیزهای مصرفی از ظروف نوشابه و جعبه تخم مرغ گرفته تا پاکت کاغذی کیک و آب میوه است.این اثر که اعتراضی به فرهنگ مصرفی بریز و بپاش سهم همه مردم دنیا توسط اقلیتی کله پوک و مغرور است را من در 1999 ساخته و در 2000 درگالری کالج فنشا در لندن آنتاریو و در 2001 در گالری "جان بی ایرد" در تورنتوی کانادا به نمایش گذاشتم. پس از آن هیچ تلاشی برای نمایش مجدد این اثر انجام ندادم که بر آن شدم که تکاپو برای برجسته نمودن این پدیده ناخوشایند سیستم جاری چپاول و غارت در جامعه ای که مردم مسخ و منگ و عاشق خرید وبریز و بپاشندبه قطره آبی ماند که مایوسانه به اقیانوسی در غلتد تنها.
Consuming Culture” is a piece I made in 1999. It is about my first encounter of consuming culture in a new homeland, a cultural fact that bothers me quite a bit. In a world in which millions of mankind live in hunger on a continual bases, millions of kids die of mal nutrition Dailey, millions have no access to clean and drinking water, have no shelter or a safe place to live in, I believe consuming unnecessary goods is an absolute crime. This piece is an objection to a sick social issue entitled consuming
Fridge Magnet Project Drawings. The following images are from an ongoing drawing series, Magnet Project, I began working on in 2003. My subject matters in this series of works are like most of my other projects on or about the social issues like Poverty, Social and Gender Injustice, War, Peace, or and in some cases every day activities around myself. It is a series of drawings which are done on 2" X 2" paper, with ink and acrylic paint and then glued to a sheet of magnet. My goal is to make a 1000 of them. The numbers of drawings are now around 200 pieces. It was last exhibited in Windsor Art Gallery, in a group show entitled Oriental & ephemera in December 2006. These magnets are best viewed in its original all size. چند اثر پائین مربوط به پروژه ای در دست تکمیل است که از سال 2003 روی آن کار میکنم و بر روی کاغذ 5 در 5سانتی متری طراحی شده و سپس بر روی برگهای آهن ربا چسبانده شده اند.( این نوع اهن رباها که ضخیمتر از برگ کاغذ هستند معمولا برای تبلیغات و انتشار و توزیع عناوین کسب و کارهای بازرگانی و غیره در اندازه های مختلف تولید میشود و در اندازه ای که من برای پروژه ام استفاده کرده ام معمولا برای گذاشتن روی درب یخچال استفاده میشه. به همین دلیل هستش که من عنوان پروژه آهن ربای یخچال انتخاب کرده ام). موضوعات محوری این سری از طراحیها مثل مابقی کارهای من عمدتا معضلات اجتماعیست. فقر، نابرابری اجتماعی و جنسیتی، جنگ، صلح و گاها مسائل و علایق شخصی از جمله مواردیست که طراحیهایایم در حول آنها در آمد و شدند. این اثر آخرین بار در گالری هنری ویندزور در شهر ویندزور آنتاریو در کانادا در یک نمایشگاه گروهی تحت عنوان مشرقی زودگذر در ماه دسامبر 2006 به نمایش در آمد. بهترین حالت دیدن این سری از طراحیها در اندازه اصلی آنها یعنی5 در 5سانتی است. Ink on paper/Acrylic paint/glue/magnet. 2003-ongoing. This project would be exhibited in a group show entitled: Oriental & ephemera, at the National Art Gallery of Canada, In Ottawa in November 2007. این پروژه در ماه نوامبر سال جاری(2007) در یک نمایش گروهی تحت عنوان "مشرقی زود گذر" در گالری ملی کانادا در شهر آتاوا به مدت بیش از دو ماه در معرض دید عموم خواهد بود
تصاویر این پست توسط فرزی.Pics of this post by Farzi
Amputation” is an Art project/piece (dedicated to Peace and to the victims of war and violence), I been working on since 2001. What I do is that I go to the public places or events like festivals and so and ask people to volunteer their hands for a quick mold in wax. I then cast the wax-molds in plaster and those casts would become parts of the main installation of the Amputation .This piece is been exhibited several times in different Art Galleries around Ontario. Here I am going to post some pictures from both the process and the actual end result of the ongoing project/installation. Thank you 4 visiting
"قطع عضو" عنوان یک اثر هنری نیمه تمام (در راستای صلح و بیاد جانباختگان جنگ و خشونت) است که من از سال 2001 بر روی آن کار میکنم. شیوه کار بر روی این اثر بدینگونه است که من معمولا به مراکز شلوغ و عمومی شهر مثل انواع فستیوال یا گالریهای هنری رفته و از مردم میخواهم که دست خود را برا ی قالب گیری با شمع ( موم) داوطلب کرده و مرا در ساخت اثر یاری دهند. پس از آن در استودیو با قالبهای شمعی از دستان مردم قالبهای گچی ساخته و انبوهی از دستهای گچی اثر هنری " قطع عضو" را پدید میاورند. آین اثر نیمه تمامتاکنون در گالریهای متعددی در شهرهای مختلف به نمایش گذاشته شده است. عکسهائی را از مراحل مختلف ساخت و کار بر روی "قطع عضو" و همینطور از خود اثر به نمایش در آمده را در اینجا به نمایش میگذارم. ممنونم از بازدیدتان.
Sunfest 2007 London
Sunfest 2006 London
wax-molds قالبهای شمعی
On exhibition May-June 2007, Amputation is shown in a group show At gellery96 in Stratford/ Ontario
FridgeMagnet ProjectDrawings. The following imagesare from an ongoing drawing series,Magnet Project, I began working on in 2003. My subject matters in this series of works arelike most of my other projects on or about the social issues likePoverty, Social and GenderInjustice,War, Peace, or and in some cases every dayactivities around myself. It is a series ofdrawings which aredone on 2" X 2" paper, with ink and acrylic paint and then glued to a sheet ofmagnet. My goal is to make a 1000 of them. The numbers of drawings are nowaround 200 pieces. It was last exhibited in Windsor Art Gallery, in a group showentitledOriental & ephemerain December 2006. These magnetsare best viewed in its original all size. چند اثر پائین مربوط به پروژه ای در دست تکمیل است که از سال 2003 روی آن کار میکنم و بر روی کاغذ 5 در 5سانتی متری طراحی شده و سپس بر روی برگهای آهن ربا چسبانده شده اند.( این نوع اهن رباهاکه ضخیمتر از برگ کاغذ هستند معمولا برای تبلیغات و انتشار و توزیع عناوین کسب و کارهای بازرگانی و غیره دراندازه های مختلف تولید میشود و در اندازه ای که من برای پروژه ام استفاده کرده ام معمولا برای گذاشتن روی درب یخچال استفاده میشه. به همین دلیل هستش که من عنوان پروژه آهن ربا انتخاب کرده ام). موضوعات محوری این سری از طراحیها مثل مابقی کارهای من عمدتا معضلات اجتماعیست.فقر، نابرابری اجتماعی و جنسیتی، جنگ، صلح و گاها مسائل و علایق شخصی از جمله مواردیست که طراحیهایایمدر حول آنها در آمد و شدند. این اثر آخرین بار در گالری هنری ویندزور در شهر ویندزور آنتاریو در کانادا دریک نمایشگاه گروهی تحت عنوان مشرقی زودگذر در ماه دسامبر 2006 به نمایش در آمد. بهترینحالت دیدن این سری از طراحیها در اندازه اصلی آنها یعنی5 در 5سانتی است. Ink on paper/Acrylic paint/glue/magnet. 2003-ongoing. This project would be exhibited in a group show entitled: Oriental & ephemera, at the National Art Gallery of Canada, In Ottawa inNovember 2007. این پروژه در ماه نوامبر سال جاری(2007) در یک نمایش گروهی تحت عنوان "مشرقی زود گذر" در گالری ملی کانادا در شهر آتاوا به مدت یک ماه در معرض دید عموم خواهد بود
دوستان عزیز. تصاویر زیر جزئیاتی از یکی از کارهایست(بربریسم / 2007/Barbarism ) که گوشه هایی در دست تهیه از آنرا در پستهای قبلی به نمایش گذاشته بودم و اکنون که این اثر تقریبا به پایان رسیده است یکی چند گوشه پایانی آنرا در اینجا به نمایش میگذارم.
This, Barbarism, is one of a series of drawing project I began working on in 2005.I am currently (August 2007) working on this piece, Barbarism. This is a overall look of the piece. Detail to follow. I intend to add one drawing each year, and I am planning to make a collection of 10 drawings in total for this project.I began working on this kind of drawing in 1999. The main subject matters of these drawings are Social, Political, and Humanitarian related issues and commentaries. I used to draw in Black and Red only at beginning, my two favorite colors, but gradually I shifted to the use of more color. 60" X 35", Ink, Acrylic paint on water color paper/2005 این اثر، بربریسم، یکی از یک سری از طراحیهای پروژه ای ۱۰ عددیست.هم اکنون( ماه اوت 2007) بر روی این طراحی، بربریسم، کار میکنم. عکس پایین از چهارچوب کلی طراحی برداشته شده است. عکسهائی از جزئیات قابل دید اثر در پست بعدی خواهم گذااشت. این پروژه را در سال ۲۰۰۵ شروع کردم و تصمیم دارم که هر سالی یک عدد به آن اضافه کنم. این مدل طراحی که موضوعات محوری آنها مسائل و معضلات انسانی و اجتماعیست را من در سال ۱۹۹۹ شروع به کشیدن کردم. در خلق این طراحیها ابتدا از رنگهای سیاه و قرمز که از رنگهای مورد علاقه خود من است استفاده میکردم، اما اندک اندک شروع به استفاده از رنگهای روشن و اصطلاحا شادتر کردم. 60X 35", Ink on water color paper/2005"
This piece, 36 years of Occupation, was done on the anniversary of the 36 years of occupation of Palestinian lands was sold for charity in an exhibitionentitled Artists against war in Ottawain 2006.
این اثر که عنوانش 36 سال اشغالگری است به مناسبت 36 مین سالگرد اشغال فلسطینانجام داده بودمو در سال 2006 در اتاوا در نمایشگاهی تحت عنوان هنرمندان بر علیه جنگ برای امور خیریه به فروش رفت.
This Drawing was done on a paper, glued to Magnet/ Ink, Acrylic paint, and Acrylic gel applied on top. (September/2007 ( I drew and Farzi painted it در این طراحی که برای دوستم جمیله انجام داده و فرزی آنرا رنگ آمیزی کرده است از کاغذ، آهن ربای نرم، مرکب، رنگ آکریلیک و آکریلیک گلاسه استفاده کرده و اندازه این اثر21 در12.5 سانتی متر است
This, Barbarism, is one of a series of drawing project I began working on in 2004. I am currently (August 2007) working on this piece, Barbarism. This is a overall look of the piece. Detail to follow. I intend to add one drawing each year, and I am planning to make a collection of 10 drawings in total for this project.I began working on this kind of drawing in 1999. The main subject matters of these drawings are Social, Political, and Humanitarian related issues and commentaries. I used to draw in Black and Red only at beginning, my two favorite colors, but gradually I shifted to the use of more color. 60" X 35", Ink, Acrylic paint on water color paper/2005 این اثر، بربریسم، یکی از یک سری از طراحیهای پروژه ای ۱۰ عددیست.هم اکنون( ماه اوت 2007) بر روی این طراحی، بربریسم، کار میکنم. عکس پایین از چهارچوب کلی طراحی برداشته شده است. عکسهائی از جزئیات قابل دید اثر در پست بعدی خواهم گذااشت. این پروژه را در سال ۲۰۰۴ شروع کردم و تصمیم دارم که هر سالی یک عدد به آن اضافه کنم. این مدل طراحی که موضوعات محوری آنها مسائل و معضلات انسانی و اجتماعیست را من در سال ۱۹۹۹ شروع به کشیدن کردم. در خلق این طراحیها ابتدا از رنگهای سیاه و قرمز که از رنگهای مورد علاقه خود من است استفاده میکردم، اما اندک اندک شروع به استفاده از رنگهای روشن و اصطلاحا شادتر کردم. 60X 35", Ink on water color paper/2005"
Fridge Magnet Project Drawings. This is an ongoing drawing project I began working on in 2003. It is a series of drawings which are done on 2" X 2" paper, with ink and acrylic paint and then glued to a sheet of magnet. My goal is to make a 1000 of them. The number of drawings are now around 200 pieces. It was last exhibited in WindsorArtGallery, in a group show entitled Oriental & ephemerain December 2006
آثار زیر مربوط به پروژه ای در دست تکمیل است که از سال 2003 روی آن کار میکنم و بر روی کاغذ طراحی شده و سپس بر روی برگهای آهن ربا چسبانده شده اند.( این نوع اهن رباها که ضخیمتر از برگ کاغذ هستند معمولا برای تبلیغات و انتشار و توزیع عناوین کسب و کارهای بازرگانی و غیره در اندازه های مختلف تولید میشود و در اندازه ای که من برای پروژه ام استفاده کرده ام معمولا برای گذاشتن روی درب یخچال استفاده میشه. به همین دلیل هستش که من عنوان پروژه را طراحی انجام شده بر آهن ربا های روی یخچال انتخاب کرده ام.) این سری از طراحیها بر روی کاغذ ۵ و نیم در ۵ و نیمسانتی متری کشیده شده اند.این اثر آخرین بار در گالری هنری ویندزور در شهر ویندزور آنتاریو در کانادا در یک نمایشگاه گروهی تحت عنوان مشرقی زودگذر در ماه دسامبر 2006 به نمایش در آمد.
Ink on paper/Acrylic paint/glue/magnet. 2003-ongoing